غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
403
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
چاشتكاه تا بيگاه زمان محاربه امتداد يافته در وقت غروب دلاوران جانبين بموافقت خورشيد خنجر گزارپاى از معركه كارزار بيرون نهادند و چون عدد اعدا افزون از حد تعداد بود در آن شب صاحبقران صايب تدبير انديشه برحل آنواقعه معضله گماشته امير موسى و امير موبد ارلات و اوج قرا بهادر را با پانصد مرد كه هريك در آئين نبرد رستم دستان را غاشيه كش خويش ميشمردند در برابر دشمنان بازداشت و به نفس نفيس با هزار و پانصد نفر ديگر بجانب بالاء آب توجه كرد و در جوف ليل مجموع آن خيل بشناء از آب گذشته بقلال جبال صعود فرمودند و روز ديگر قراولان پى اسبان ديده دانستند كه طايفه از آب عبور نمودهاند اما حقيقت حال برايشان مبهم مانده شب ديگر كه شعلات كواكب بر ذروهء سپهر كنار على علم نمايان شد صاحبقران گيتى افروز فرمود كه برز بر جبال آتش بسيار برافروختند مخالفان از شنيدن خبر روز و ديدن اثر شب متحير و مضطرب گشته هرطايفهء به طرفى گريختند و امير تيمور گوركان از آن كوه مانند سيل باشكوه فرورانده ايشان را تا ميدان كجراتى تكاميشى نمود و در آن منزل امير حسين بآنحضرت پيوسته از اهتزاز نسايم اين فتح مبين بنضارت رياض دولت و اقبال اميدوار شده نوبت ديگر صاحبقران رستم اثر با دو هزار مرد دلاور بر امير حسين پيشى گرفته چون بدربند آهنين رسيدند اهالى شهر سبز فوجفوج روى اميد بدرگاه خلايق پناه نهادند و امير صاحبقران سيصد نفر از لشگر همراه خويش گردانيده ديگر انرا بتوقف مأمور ساخت و بعد از طى مقدارى مسافت امير سليمان برلاس و امير جاكو برلاس و امير سيف الدين را با دويست سوار فرمود كه به طرف كش ايلغار نمايند و هريك دو بند شاخ پربرگ از دو جانب اسب درآويزند تا داروغه كش كرد و غبار بسيار مشاهده نموده تصور كثرت وصول سپاه نمايد و بگريزد و امرا برين موجب بتقديم رسانيده و تدبير موافق تقدير افتاد و داروغه فرار برقرار اختيار كرد آرى چون ارادهء ازلى باشتعال آتش اقبال دولتمندى تعلق گيرد گاه از انوار تدبير ضمير منير شعله برافروزد كه خرمن جمعيت لشگرى بسوزد و گاه از اهتزاز نسيم راى صوابنماى گردى برانگيزد كه به مجرد مشاهده آن سپاهى بگريزد رباعى هركس كه ز فضل ايزدى بهر ده وراست * بر چهرهء او ز نور دانش اثر است اندر نظرش عروس اقبال و ظفر * هر دم ببهانهء دگر جلوهگر است ذكر محاربه قبىميتن و ظفر يافتن امير حسين و امير تيمور بر دشمن امير حسين نويان و امير تيمور گوركان بعد از انهزام داروغه كش بخاطر خرم و دلخوش در آن بلده نزول اجلال فرمودند در آنوقت الياس خواجه با جنود فراوان در منزل تاش آريغى كه در چهار فرسخى شهر سبز واقع است اقامت داشت و در خلال آن احوال